اولین شعر من
سه شنبه 1 دی 1388 11:24 ب.ظ
غبففلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
اولین شعر من
سه شنبه 1 دی 1388 10:24 ب.ظ
گیسو بلند خونمون داره میاد از اون ورا
سبد دیدم تو دست اون
یه گل داره ازآشنا
سرخیه گل از اون دورا
چشم آدم رو میزنه
منم میگم آخه بابا
خجالتم حدی داره
تا كی میخوای سرخ بمونی
خسته شدم
شكایتم حدی داره
گیسو بلند خونمون
كم كم رسید سر كوچه
اما نپیچید تو كوچه اما نیومد خونمون
بابام میگه ولش كنین
جاش دیگه نیس تو این خونه
خونه ی ما تنگ براش
بالشامون سنگه براش
اونم دیگه میخواد بره از پیشه ما
گلای سرخ منتظرن میخواد بره پیشه اونا
پیش گلا/پیش خدا
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تبلیغات
